به گزارش حیات، هفته دوم تیرماه در تقویم جمهوری اسلامی به درستی به نقد و افشای جنایات ضد حقوق بشری آمریکا اختصاص یافته است. در این قطعه از تاریخ ، زنجیرهای از حوادث تروریستی نهفته است از انفجار تروریستی حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و یارانش تا ترور آیت الله صدوقی، حمله شیمیایی به مردم مظلوم سردشت و ربودن تیم دیپلماتهای ایران در بیروت و سرانجام سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیج فارس که هر کدام به از دست رفتن بخشی از سرمایههای گرانسنگ انسانی و مدیریتی کشورمان انجامید.
در راس این رشته حوادث تروریستی، واقعه جانکاه 12 تیرماه به عنوان نماد اصلی تروریسم دولتی ثبت شده است. در چنین روزهایی، 33 سال پیش ، با تصمیم جنون آمیز فرمانده ناو آمریکایی وینسنس 290 شهروند ایرانی ناگهان از صفحه رادار زندگی محو شدند. درست در واپسین روزهای پایانی جنگ، دولت امریکا برای جلوگیری از آنچه خطر برتری ایران در موازنه نظامی خلیج فارس مینامید به کاپیتان ویل راجرز فرمانده ناو وینسنس دستور داد تا با شلیک موشک و سرنگونی هواپیمای مسافربری، زنگ هشدار یک رویارویی نظامی را به صدا درآورد.
پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایرانایر بیخبر از آنچه در اتاق عملیات ناو آمریکایی جریان داشت پس از توقف کوتاه در بندرعباس به سمت دوبی در حرکت بود، مسیری که نه تنها برای مسافران ایرانی بلکه برای همه پروازها و مسافران بین المللی، مسیر صلح و آرامش شناخته میشد. این واقعه موجی از ناامنی را در فضای خلیج فارس و این آبراه مهم جهانی پدید آورد. بر اثر حمله تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بودند، جان باختند.
بیش از سه دههای که از این جنایت سیاه میگذرد هرگز کسی در آمریکا و جهان از آنان عذرخواهی نکرده است و در مقابل طی این مدت، کاپیتان ویل راجرز و هفت تن از دست اندرکاران این واقعه سیاه، به کسب انواع مدالهای شجاعت از مقامهای ارشد امریکا نایل شدهاند.
این اتفاق از نظر میزان تلفات انسانی، هشتمین حادثه مرگبار هوایی تاریخ به حساب میآید. جالب اینجا است که حتی با وجود پیگیریها و شکایتهای دستگاه دیپلماسی و نمایندگان حقوقی کشورمان، مراجع بینالمللی یعنی شورای امنیت سازمان ملل به صدور بیانیههای در حد دلجویی و پرداخت غرامت به خانواده قربانیان بسنده کرد.
به این دلیل بعد از 33 سال هنوز داغ این زخم بزرگ تازه است و خاطره این جنایت عظیم مثل حوادث سیاه دیگر چون کودتای 28 مرداد از ذهن ایرانیان رخت نبستهاست. واقعه تروریستی 12 تیرماه گویی به فرصتی تاریخی برای بازاندیشی در خصوص ماهیت سیاست قدرتهای بزرگ تبدیل میشوند. در این روز همصدا با خانواده بزرگ قربانیان که با حضور در محل وقوع جنایت نام و یاد آنها را گرامی میدارند،
انسانهای آزاده و وجدانهای بیدار در محافل سیاسی و حقوقی جهان، در بیانیهها و خطابههای خویش نسبت به تداوم سیاستها و رفتارهای مغایر با حقوق بشر هشدار میدهند.
این رویداد چهره حقیقی سیاست خارجی امریکا را که مدعی حقوق بشر در سراسر جهان بود را به نمایش گذاشت و سندی قاطع شد بر اینکه بزرگ ترین قدرت پرچمدار حقوق بشر در دنیای لیبرالیسم، بزرگ ترین ناقض آن نیز هست. علاوه بر این، این واقعه نشان داد که دولت آمریکا علیرغم اینکه به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، وظیفه اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی را به عهده دارد، با جانبداری بیپروا از یکی از طرفین درگیر در جنگ تحمیلی، نه تنها به تعهد خود عمل نکرده، بلکه با نقض فاحش اصول اولیه حقوق بین الملل ، عملا صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره افکنده است.
توضیح و توجیهات سران کاخ سفید پس از وقوع جنایت تناقضات آمریکاییها در این پرونده را حادتر کرد. به طور مثال، بعد از این حادثه دولت آمریکا مدعی شد که ناو آمریکایی هواپیمای مسافربری ایران را با هواپیماهای جنگی اشتباه گرفته و طبق قاعده دفاع مشروع حق دفاع از خود را داشته است. اما همه دلایل و شواهد عینی و غیرقابل انکار در آن برهه بر عمدی بودن حمله گواهی میدادند. از جمله اینکه زمانی که هواپیما مورد اصابت موشک ناو وینسنس قرار گرفت، هنوز در فضای هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. این دلایل و قرائن همچنین نشان می داد که کشتیهای جنگی ایالات متحده از پیامهای رادیویی هواپیمای ایرباس شماره 655 که بر روی فرکانسهای باز و به زبان انگلیسی مخابره میشد، باخبر و مطلع
بودند.
در بیانیهای که مقام ارشد دیپلماسی ایران به عنوان پاسخ تاریخی جمهوری اسلامی منتشر کرد، میزان انحراف و عمق سوء استفاده دولت آمریکا از مفهوم مقدس حقوق بشر به خوبی نشان داده شده است. در این بیانیه آمده است: عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست. قطعنامه 616 شورای امنیت ( 1988) پس از استماع سخنان دکتر علی اکبر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 ( 39 / 4/ 1367 ) طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد.
متن قطعنامه به شرح زیر است:
"شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی ایران ایر در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655 ، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا منهدم شده؛ بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بیطرفانه در منطقه خلیج فارس تأکید کرد.
علی الظاهر دولت آمریکا پس از صدور قعطنامه شورای امنیت و همچنین طرح موضوع در سازمان هواپیمایی کشوری، به عنوان غرامت مبلغ 55 میلیون دلار برای خانواده های قربانیان و نیز مبلغ 40 میلیون دلار برای غرامت ناشی از سقوط هواپیما به دولت جمهوری اسلامی ایران پرداخت و با این کار مسؤولیت خود را در قبال این فاجعه به عهده گرفت اما سوال جدی افکار عمومی جهان این بود که آیا صرف پرداختن غرامت، جنایت بزرگ جنگی این کشور و نقض یکی از بنیادی ترین اصول حقوق بشر یعنی حق حیات انسانهای بیگناه تطهیر می کند؟ سؤالی که پاسخ آن کاملاً روشن است.
دولتمردان آمریکا نه تنها این واقعه جانکاه را دستمایه اصلاح رفتار و سیاستهای تروریستی خویش قرار ندادند بلکه بعد از فاجعه ایرباس به اقداماتی وحشتناکتر دست زدند از جمله اینکه فرمانده ناو وینسنس به خاطر این عمل از دولتمردان آمریکا نشان لیاقت گرفت و این چنین شد که وقتی شورای امنیت و سازمان ملل توان و اراده تنبیه متجاوز و مجازات دولت آمریکا را پیدا نکرد دهها عملیات و حوادثی مشابه و بلکه گستردهتر از سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در نقاط مختلف جهان از عراق و افغانستان تا سوریه وگوانتانامو تکرار شد.
انتهای پیام/
واقعه ای که نماد نقض حقوق بشر توسط آمریکا شد
ماجرای سرنگونی هواپیمای مسافربری در آسمان خلیج فارس و روزهای خونین تیرماه